به حرمت آن شاخه ي گل سرخ که لاي دفتر ترانه هايم خشک شد !


به حرمت قدمهايي که با هم در آن کوچه ي هميشگي زديم


تو حتي به التماس هايم هم اعتنا نکردي!

 


 

 

با دو دست خالي از عشق ديگه هيچ جا جاي من نيست

انگاري هيچ چيزي مرحم واسه اين زخماي تن نيست

من فراموش شدم و تو هنوزم تو نفسامي

رفتي بي من ولي انگارهرجا مي رم تو با هامي

رفتي گفتي خاطراتم جاي من واست مي مونه

كاشكي بودي و مي ديدي دلم از دوريت مي خونه

كاشكي اينطور دوستت نداشتم كه بگم بي تو نمي شه

كاشكي دلت سنگي نبود و دل من مثله يه شيشه

كاش فقط يه روز ديگه بي تو من دووم بيارم

تابتونم بازم عشق تو رو رو چشام بزارم

 


 

        

 

 

گفتم نرو پرپر میشم

 

گفتی: میخوام رها باشم

 

گفتم: آخه عاشق شدم

 

گفتی:میخوام تنها باشم

 

گفتم: دلم

 

گفتی: بسوز

 

گفتی: یه عمری باز هنوز

 

گفتم: پس عمرم چی میشه

 

گفتی: هدر شد شب و روز

 

گفتم: آخه داغون میشم

 

گفتی: به من خوش میگذره

 

گفتم: بیا چشمام تویی

 

گفتی: آخر کی میخره

 

گفتم: منو جنس میبینی؟

 

گفتی: آره بی قیمتی

 

گفتم: یه روز کسی بودم

 

با من نکن بی حرمتی

 

گفتم: صدام میمیره باز

 

گفتی: با درد بسوز بساز

 

گفتم : حالا که پیر شدم

 

گفتی: که از تو سیر شدم

 

گفتم: تمنا میکنم

 

گفتی: میخوام خردت کنم

 

گفتم: بیا بشکن تنو

 

گفتی: فراموش کن منو

 

رفتم،مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهي به جز گريز برايم نمانده بود

اين عشق آتشين پر از درد بي اميد

در وادي گناه و جنونم كشانده بود

رفتم كه داغ بوسه پر حسرت تو را

با اشكهاي ديده ز لب شستشو دهم

رفتم كه نا تمام بمانم در اين سرود

رفتم كه با نگفته به خود آبرو دهم

رفتم مگو،مگو كه چرا رفت ننگ بود

عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما

از پرده خموشي و ظلمت، چو نورصبح

بيرون فتاده بود به يكباره راز ما

رفتم كه گم شوم چو يكي قطره اشك گرم

در لابه لاي دامن شبرنگ زندگي

رفتم كه در سياهي يك گور بي نشان

فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگي

من از دو چشم روشن و گريان گريختم

از خنده هاي وحشي طوفان گريختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وجدان گریختم